میعاد در دوزخ زندگی سیاسی خلیل ملکی

میعاد در دوزخ زندگی سیاسی خلیل ملکی

  • 260 kr
    واحد در هر 
مالیات گنجانده شده است


 

میعاد در دوزخ زندگی سیاسی خلیل ملکی

حمید شوکت

خلیل ملکی تبریزی برای ما بیگانه‌‏ای آشناست. بیگانه بودنش در نگاه نخست سخنی غریب می‌نماید، چرا که در این سال‌ها حرف و سخن بسیار درباره‌اش گفته و شنیده‌ایم. سال‌هایی که نه تندی و درشتی، که بردباری و مدارا سکۀ رایج و پیمانۀ سنجش نیک و بد زمانه بوده‌اند. ملکی در این سال‌ها همواره با ما و سرآمد ما بوده است. راه و رسم او را در تمام این سال‌ها، چارۀ هر درد و مرهم هر زخمی انگاشته‌ایم تا به عیار و اعتبار همان سکۀ رایج و پیمانۀ سنجش، هرچه از او دور می‌شویم به ما نزدیک‌تر ‏شود.
شاه‌بیت غزل زندگی اندوهبارش را چنان سروده‌ایم که هیچ اسارتی را برنمی‏‌تابید و اسیر توده نبود تا در چشم خطاپوشمان حقیقت دیگری پنهان بماند که توده را به‌‏صرف توده بودن، به‌‏صرف تهی‌‏دستی، کمال راستی و درستی پنداشته بود. گویی در سرسرای تاریخ، آیینه‌‏ای در غبار برابرش نهاده باشیم که در آن تصویری از او نه آن‌‏گونه که بود، که آن‌‏گونه که می‏‌انگاریم و می‌‏پنداریم نقش بسته باشد. آیینه‏‌ای‏ شکسته‏ به تاوان تندی و درشتی روزگار سپری شده‏ که جز خاک و خاکستر پیامد دیگری بر جای ننهاده باشد. ما ملکی، این بانگ فروخفتۀ فرودستان را از آغاز تا پایان، آوای رسای هشدار بی‌‏پژواک چنین روزگاری انگاشته‌‏ایم. خورشید تابانی که بار دیگر سر برآورده است تا ظلمت برخاسته از تندی و درشتی خطاهای بی‌‏شمارمان را فروبکاهد و فکر و اندیشه‏‌مان را جلا و درخششی تازه بخشد. بی‌آنکه لختی درنگ کنیم و بیندیشیم و ببینیم آیا به‌راستی چنین است که می‌‏پنداریم یا اینکه ملکی تنها نجوای بیگانه‌‏ای آشنا، نجوای ازخودبیگانگی ماست که بار دیگر سر برافراشته است؟